خرید بک لینک

با توجه به فعل « نتوانِست »، در مصراع دوم از بیت دوم ( به منظور حفظ

قافیه ) افعال دیگر، باید « قربانِست »، « مسلمانِست» و « اِست »تلفظ شود.

مرحوم بهار، سپس ( در توضیح ) می افزاید :


«
و می دانیم که در ماضی هایی سماعی ، که مصدرشان با « ستن »می آید،

قبل از « سین » باید مکسور باشد و این در افعالی است که چیزی از ریشه

ی فعل ( که فعل ِ امر ِ حاضر، نمودار آن است ) کاسته نشده باشد. مانند :

( دان ــ دانستن) و( توان ــ توانستن) و( یار ــ یارستن) و (کاه ــ کاهستن)

و (جه ــ جهستن) و (شای ــ شایستن) و (بای ــ بایستن) و ( مان ـــ

مانستن ) و ما هم حرف سین را مکسور تلفظ می نمائیم و می گوئیم

دانِست، شایِست ، توانِست و ...غیره. در این صورت باید گفت که در عهد

مسعود سعد سلمان، در غزنین( یا در همه ی ایران) « است » ، به کسر همزه معمول بوده است.

**به رغم این،گاه در منابع کلاسیک ادب فارسی، با کتابها و رسالاتی به

لهجه مردم برخی نواحی ایران ِ فرهنگی بر می خوریم . از جمله، کتاب

طبقات الصوفیه( که به نام خواجه عبدالله انصاری ثبت شده است) به لهجه

ی مردم هرات آن سال هاست.

طبقات الصوفیه ،رساله ای است عربی که نویسندهاش ابوعبدالرحمن محمد بن

حسن سلیمی نیشابوری ، در گذشته به سال ۴۱۲ قمری است. خواجه عبدالله

انصاری ، این کتاب را به فارسی هَرَوی ترجمه کرده،و تفسیر ها و گاه مناجات

هایی بر آن افزوده است.

فهم این کتاب (که شرح احوال پارسایان است)برای ما چندان آسان

نیست.از آن رو که ،گاه، واژگان و مصدرهایی در آن به کار رفته است که

امروز دیگر متداول نیست.از جمله، براویدن، بیرایه، تاسا آمدن، تاوستن.

به علاوه، شیوههای بیان صرفی و نحوی آن نیز ، عموماً برای ما بیگانه است.

به عنوان نمونه :

*از من به جستن تو یافتید، من در حسرت تو بگداختید.

** u202bu202c گفت ،ذکر کثیراً هرگز نگذارید، کی[که]زبان من گرد یاد تو گردید،

یادکرد را.

*** شیخ الاسلام گفتu202cu202c، کی [که]اگر انکار عالم نیستی و رعونت مدعیان

نیستی و نفس بیقرار از آن نیستی، ازین کار نشان نیستی.

برچسب: نکاتی,فارسی, نویسنده: مبین خوشنام تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:00

صفحه بندی